یعنی 11 روزه که ننوشتم اینجا! جالبه که 10  11 بار میخواستم بیام و بنویسم ولی خب نشده و نیومدم و تمام اون داستانهایی هم که قصد طول و تفسیرشونو داشتنم یادم رفته تا الان! نیشخند

خدارو شکر خوبم و چند روزی  یکم سرم شلوغ پلوغ بوده و بعد هم چند روزی تنبلی کردم و الانم میگذرونم

تو هفته ی گذشته چهارشنبه تا جمعه رو برای یه *ورک شاپ بین المللی تهران بودم و واقعا از نظر جسمی خیلی بهم فشار اومد هم ساعات طولانی تو راه بودن و هم ساعت های طولانی ورک شاپ فشرده و هم گرمای طاقت فرسای مرکز ایران!!!!

مخصوصا که همیشه هر جایی غیر از ر.ختخو.ا.ب خودم خوابم مختل میشه و تو دو شب حدود 6 ساعتم نخوابیدم!

ولی تجربه ی خوبی بود. چون قبلن دوره ها با استاد های خارجی و مخصوصا ایتالیایی نبود  و همه داخلی بودن در کل راضی ام! از خود راضی

یعنی وقتی برگشتم حس اون سرباز آموزشی رو داشتم که دوماه پدرشو در آورده بودن و تیکه پاره رسیده خونه تا جونی دوباره بگیره! بدیش هم اینه که از اون روز تا بحال یه سردرد مزمن بدی دارم. طوری که تو 24 ساعت فقط چند ساعتش رو سردرد ندارم و بقیه ساعات مخصوصا شب موقع خواب دارم میمیرم از این سر درد لعنتی! کلا متاسفانه مدل سر درد های من همینه یا چند ماه سر درد نمیشم یا اگه بشم کمتر از یه هفته باشه افت داره!آخ

الانم برای هفته آینده میخوام یه دوره برای مربیگری فنی و حرفه ای شرکت کنم و کارت مربیگری بگیرم. احتمال میدم به کارم بیاد.

***تا شهریور قراره اتفاق های مثبت زیادی برام رخ بده البته اگه خدا بخواد و حسم اینو میگه شدید! به امید پیشرفت و موفقیت و البته همه اینها همراه با سلامتی برای همه

♠ یه چیز بامزه هم اینکه دیروز خونه قلوی سابق بودم از صب به صرف صبانه تا عصر به صرف عصرانه اونجا بودم! عصری که میخواست کاپوچینو درست کنه صدام کرد دم کابینتی که فنجون های مخصوص کاپوچینو توشون بر عکس چیده شده بود و گفت بیا اینجا ببینم ! یکی از اینها رو انتخاب کن تا ببینم رنگت چیه؟!( داخل هر فنجون یه رنگ خاص بود که البته چون برعکس چیده شده بودن قابل دیدن نبود!) منم یه لحظه نگاه کردم به ردیف فنجون ها و گفتم سومی! وقتی برش گردوند و رنگش رو دیدیم دهن اون باز موند و نیش منم باز شدددددددددددددددد خندهخب معلومه دختر همیشه بنفش!!! این حس قلبیه برا همین هیچوقت اشتباه نمی کنه! خیلی ذوقیده شدم! عینکمژه مثل همیشه باید به حس هام اعتماد کنم 

/ 4 نظر / 431 بازدید
امیــــر

پس تهران بودی یه ذره با دود و شلوغی و گرما و سر و صدا آشنا شدی ؟! بنفش باشید! [نیشخند][گل]

نرگس

به به چه خانم پرکاری ایشالا که سردردت هم خوب بشه ومدرک مربیگریت هم به زودی بگیری موفق باشی

آشتی

سلام عزیزم. ایشالا همیشه کارهات با موفقیت باشه. کیف میکنم می بینم اینقدر قشنگ رو پای خودت وایمیسی![قلب]

آشتی

دخترک بنفش عزیزم! عجب عکسهایی! دقیقا میدونم این صحنه ها رو کجا دیده ای!!!!!!!