اولین روز زمستونی و داستان من و لوبیای سحر آمیز!!!

 

امیدوارم همه خوب باشید و شب یلدای خوبی رو سپری کرده باشید.

شب گذشته ما خونه دایی وسطی پارتنر خان دعوت بودیم برای شب نشینی و ای بد نبود! البته که خیلی دوست تر میداشتم با عزیزان و فامیل و خانواده خودم بگذرونم این شب رو ولی مقدور نبود. امیدوارم همه کنار عزیزانشون شاد و سلامت و با آرامش خیال باشن.

امروز قراره برای کمپینگ با خواهر زاده پارتنر و پسر داییش و همسرش و دایی کوچیکش و خودمون برین یکی از این مناطق بکر اطراف و شبم بمونم و فردا عصر برگردیم. دیروز من و پارتنر فکر کردیم که برای امشب شام من خوراک لوبیا درست کنم و دیروز از صب لوبیا ها رو خیس دادم و چند بار آب ش رو عوض کردم  و از اونجایی که دیشب تا برگردیم خونه خیلی دیر شد نشد که دیشب بپزمش و پارتنر گفت که صب زود که بیدار میشه زیر قابلمه رو روشن میکنه که تا وقتی که من بیدار میشم نیم پز شده باشه و بقیه روند پخت رو هم میزاریم برای ظهر که من برگشتم از سر کار. منم همه چیزو آماده کردم و قابلمه رو گذاشتم رو گاز و شب تا صب هم خواب خوراک لوبیا چیتی می دیدم تا اینکه ساعت هفت و نیم صب با بوی شدیدددددددددددد سوختگی مثل فنر با چشمای بسته از تو تخت پریدم و دوییدم تا آشپزخونه و دیدم بعله! شد آنچه که نباید میشد!!!!! احتمالا زیرش رو زیاد کرده بوده که اون همه آب که توش بود تموم شده !!!! خلاصه که چون دیشبم اعلام کرده بودیم به همه که من میخوام شام اینو آماده کنم و یه ملتی منتظر این شامه هستن و مخصوصا اینکه نمیخوام جلوی همسر پسر دایی پارتنر بهانه بدم دستشون که کل بندازه همش بامن! در یک اقدام ضربتی رفتم از قروشگاه نزدیک خونه لوبیا خریدم (چون نداشتیم تو خونه!)و با کاسه و قابلمه تو آفیس خیسشون دادم! که الان بردارم ببرم خونه و بپزونمشون!!!!! تازه به پارتنر خان فقط گفتم سوخت و نابود شد و دیگه نگفتم که میخوام دوباره درست کنم اونم انگاری که عذاب وجدان گرفته باشه زنگ زده میگه داری می ری خونه 6 تا کنسرو لوبیا بخر و باز کن بریز تو قابلمه یکمم آب بریز روشون و بزار چند تا قل بخورن  و به روی خودمونم نیاریم که اونها سوختن!!!نیشخندنیشخندخنده  راستش به روش نیاوردم ولی خدایی اش خیلی حال کردم با راه کارش! مخصوصا اون مدل کنسروایی که خودمون گاهی میخریم خیلی خوش مزه و درست و حسابی ان و احتمالا کففففففففف اونها می برید اگه اینکارو می کردیم ولی خب من تصمیم دارم خودم دوباره درستشون کنم! بعله یه همچین دخدری ام من مژه

 

تعطیلات خوبی داشته باشید♥

/ 9 نظر / 11 بازدید
اسفندونه

من مطمئنم که از کنسروها هم بهتر درست میکنی[چشمک]

نیلوفر

من تا حالا درست نکردم این غذا رو [نیشخند]

امیــــر

جا دارد که خسته نباشید بگم بهتون با این غذا درست کردنتون !! [نیشخند][نیشخند] آدرس وبلاگ خودتو بلد نیستی؟ تو کامنت ها اشتباه می نویسی ؟!! [سوال]

آشتی

بیا تعریف کن ببینیم چی شد. لوبیای تقلی دادی بخورن یا پختی؟![شوخی]

نرگس

خیلی همسرت باحاله ها

امیــــر

یه نکته خاص در آخر این پست داشت ... "همچین دخدری ام من" به قول فامیل دور ... من دیگه حرفی ندارم !

?FoadjOOn ?

گاهــــي وقتــــا يــه نفـــر فقــط يــه نفــر باعـث ميــشه کــه حــس کنــي چيـــزي کــه تــو رو روي زميــن نگــه داشتـــه جــاذبه ي زميـــن نيست به ما هم سر بزن http://cafe70.ir

بهی

دوست دارم بدونم آخر و عاقبت این خوراک لوبیا چی شد؟؟؟؟؟؟