با ستاره یا بی ستاره؟!!

 

همین یکی دو ساعت قبل یه مشتری جدید اومد اینجا، تا دیدمش هی میگفتم چقدر آشناست، کجا دیدمش قبلا؟ بعد که رفت و داشتم عمیق تر موشکافی می کردم...یادم افتاد، شبیه یکی از همکلاسی های دوره کارشناسی ام بود... نه یه همکلاسی معمولی...یه همکلاسی_ دوست... شبیه ده سال بعدش بود... چهره ی جا افتاده ی همون همکلاسی بود انگار... خوشتیپ بود... از اون چهره ها که تو دهه 40-50 زندگی شون به اوج جذابیت می رسن... فکر کن شکل همون آدمی باشه که چند وقت قبل بعد از 7 سال پرده از راز دلش هم پیشم برداشته باشه... رازی که بهش گفتم حالا تو این زمان گفتنش اصلا چه دلیلی می تونه داشته باشه؟... ولی خب گفت که زندگی اش پر از حسرت همون لحظه هاست که حرفش رو نزده... 

خب همه اینها به کنار، این آدم امروز اونقدر جذاب بود و شبیه س.و.پ.ر ا.ستا.ر ها بود  که میتونست یه هنرپیشه خیلی معروف و محبوب باشه... اگه اینجا زندگی نمیکرد و مثلا تو یینگه دنیا بدنیا اومده بود، حتما مامانش کمکش می کرد تو بچگی تو چند تا تبلیغ تلویزیونی بازی کنه و یا شاید اصلا اگه دانشگاه می رفت همونجا براش اولین جرقه های موفقیت زده می شد، شاید واقعا استعدادش رو هم داشت، شاید یه ستاره موسیقی می شد، شاید حتی بخاطر جذابیت و یکم ه.ی.ز.ی اش می رفت پ...ر.ن ا.س.ت.ا.ر میشد حتی!!!! ولی خب یه راننده معمولی  ماشین خطی بود... داشتم فکر می کردم چند درصد از ما آدم ها قربانی تصادفی این جبر جغرافیایی هستیم؟هان؟!! خیال پردازی دیگعه بسه، باید نون بخرم برم به پارتنری که از کمر درد خونه نشین شده برسم! اینه جبر جغرافیایی خودم!!!

/ 1 نظر / 8 بازدید
فلرتیشیا

[سوال] چی بگم والا! ما یکی از آشناهمون نوه چند ماهه ش الان مدل عکاسی تبلیغاتیه! البته اینا خونواده ی یه بازیگر معروفن و با کلی بازیگر دیگه هم رفت و آمد دارن...