شهریور اومد!

 

سلام به دوستای خوبمقلب

روز یکشنبه ی  دوشنبه خوشگلتون بخیر!

اینجا که هوا بس جوانمردانه ابری و پاییزی ه و اگه خدا در های رحمتشو تا آخر برومون باز کنه و بارون زیبا و دوست داشتنی اش رو هم بفرسته خوشحالی من چندین برابر می شه و البته همینطوری اش هم خدارو شکررررررررررررررررر همین که خوبیم و سلامتیم و می تونیم معمولی زندگی کنیم و با دستای خودمون زندگیمون رو شکل بدیم و پیشرفت کنیم خیلی خوب و خوشحال کننده هست و از این بیشتر خوشحالم که می بینم بالاخره تو این سن و سال!! یه روزهایی برام اومده که می تونم با حداقل ها هم احساس رضایت نسبی داشته باشم و شاید این با گذر زمان و بالاتر رفتن تجربه و سن برام رقم خورده چون خیلی روشن و واضح یادم میاد اون روزهایی رو که همین جا (یا احتمالا تو آرشیو وبلاگ قبلی که پرشین خوردش!) از زیاده خواهی هام نوشته بودم علی رغم اینکه از هر نظر آدم موفقی به حساب می اومدم ولی خودم هیچوقت از خودم راضی نبودم... ولی حالا این روزها حس می کنم از نظر درونی یکم آرومترم.... یکم کم توقع تر! البته هست زمانهایی که هورمون های خوشگلم افسار زندگی و حال رو روزمو دستشون می گیرن و دیگه یه حال و احوالی هم به پارتنر می دن این وسط! البته خیلی زیاد پیش نمیاد مثلا روزی یه بار!!!!! یا شایدم دو بار!!!!کلافه

حالا این روزهام که انگاری داره واقعا به سمت مسیری نو پیش می ره... یه معجزه ی کوچولو درونم هست که روز به روز داره بیشتر به زندگی وابسته می شه و تنها دلیلش هم وجود منه... شاید واقعا وقتشه عاقل تر بشم.... کاش بتونم یکم بیشتر آروم باشم واز این عجول و عصبی بودنم کم کنم... کاش بتونم این خواسته ام رو هم مثل همون خواسته ی قبلی که احساس می کنم الان بهش نزدیک تر هستم، بدست بیارم... فقط خود خداست که می تونه اون آرامش و صبوری رو به من عطا کنه...

پی نوشت: دیروز رفتم سونوی ان تی و خدارو شکر همه چیز رو به راه بود امروز هم آزمایش مخصوص  و مرتبط با سونوی دیروز رو دادم . دیروز موقع سونو دوتا چیز خیلی جالب برام وجود داشت اولین اندازه سه میلی متری بود که حالا شده 61 میلی متر!!!! و دقیقا تو مدت دو هفته بیشتر از دو برابر شده اندازه اش و دوم هم شکلش بود که تو صفحه مانیتور می دیدم و هر چند ثانیه مثل آقای سکسکه می پرید بالا !!بینی اش هم کاملا نشون می داد که به پارتنر کشیده و ژن من هیچچچچچچ دخالتی تو ابعاد  بینی نی نی آینده نخواهد داشت!!!نگران

سه شنبه نوشت: صبح با صدای دلنشین بارون از خواب بیدار شدم و پنجره ی بالای سرم رو باز کردم و بارون و عطرش رو نفس کشیدم و لذت بردم و از براورده شدن آروزم ، حس کردم بهشت از حالا زیر پای من ه.....ممنونم ای خدا ♥

/ 13 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خانم توت فرنگی

ای جانم... 61 میلی متر. آخه تو تو اون 61 میلیمتر چجوری تشخیص دادی بینیش به پارتنر رفته؟

نیلوفر

سلام.خب خدارو شکر که همه چی خب بوده،خدایا ۶ سانتی متر چیه که دماغش چی باشه قدرت خدارو ببین[قلب] دیشب رفتیم دیدن نی نی دختر عموم انقده فندقی و کوچولو بود که خدا میدونه اما دقیقا کپی برابر اصل باباش.حتی کشیدگی انگشتاش و بزرگ بودن پاش و قدش...به دختر عموم میگم تو فقط وظیفه حملشو به عهده داشتی دیگه[قهقهه]

شیرین

خب اینجا تو شهر زیبای منم داره بارون میاد[پلک] هوا هم کاملا پاییزی شده به به [قلب] دماغ آقای پارتنر خوشگله ؟ چه جوریه؟ [نیشخند]

مهناز

سلام عزیزم.خداروشکر که اینقدر راضی هستی از زندگیت.رضایت, آرامش رو به دنبال داره که این از همه چی مهمتره.حالا ایشالله اون کنجد چند میلیمتریتم که به سلامتی به دنیا بیاد,دیگه خوشبختی و رضایتت کاملتر میشه!امیدوارم شادی و آرامشت همیشگی باشه عزیزم! واااااای بارون!نمیدونی چقدر دلم بارون میخواد ویولا!جای منم برو زیرش و یه چرخی بزن! مواظب خودت و اون شصت میلیمتری عزیزم باش!

مهناز

سلام عزیزم.خداروشکر که اینقدر راضی هستی از زندگیت.رضایت, آرامش رو به دنبال داره که این از همه چی مهمتره.حالا ایشالله اون کنجد چند میلیمتریتم که به سلامتی به دنیا بیاد,دیگه خوشبختی و رضایتت کاملتر میشه!امیدوارم شادی و آرامشت همیشگی باشه عزیزم! واااااای بارون!نمیدونی چقدر دلم بارون میخواد ویولا!جای منم برو زیرش و یه چرخی بزن! مواظب خودت و اون شصت میلیمتری عزیزم باش!

خانم توت فرنگی

حالت خوبه ویولا؟

خانم توت فرنگی

پست نداشتی گفتم حالتو بپرم... ممنون عزیزم مراقب خودت و نینی باش

خانم توت فرنگی

اون بپرسم بود[نیشخند]

بنفش

خیلی حس عجیبیه نه؟ من همیشه فک میکنم اگه یه زمانی تو این شرایط قرار بگیرم خیلی ترسناکه البته من آنرمالم دیگه دست خودم نیست

بنفش

نی نی حالا دختره یا پسر؟