یه روز خوب...

 

* تشکر می کنم از ضد آفتاب_ رنگدار_ برنزه! که این دو روزی که دوباره بعد یکسال ازش استفاده کردم باعث شده پوستم یه نفسی بکشه و از دست کرم پودرهای برنزه ی جور واجوری که میزدم به پوستم راحتش کرده!  دکتر ژیلا مچکریم!

*تشکر می کنم از دکتر ب که 7 سال پیش مستاجرش بودم و از همون موقع هم مشتریمه البته از پارسال بیشتر میاد پیشم و کلی با هم راحتیم و دفعه قبل کلی ازم تشکر کرد بابت آخرین یادگاری های پدرش قبل از فوت که من زحمتشون رو کشیده بودم و برای همیشه یادگاری مونده براشون و امروز هم که اومده بود عکس مدرسه دخترش رو ببره کلی با هم حرف زدیم چون پارسال من راهنمایی شون کرده بودم برای ثبت نام لاتاری و  حرف که اونجا چطوریه و اینجا چطوریه و از همه مهم تر هم بابت یه ربع مشاوره رایگان زیبایی پوست مو ازش ممنونم که با کمال میل داشت برام توضیح می داد هر سوالی رو که می پرسیدم!

*امروز یه روز_ خوبه... اینو پارتنر صب که زنگ زده بود بهم گفت و برام آرزو کرد.. گفت اولین خبر خوبو من بهت میدم و امیدوارم تا آخر امروز کلی خبر خوب بگیری و این حرفش هم برام کلی تازگی و ذوق زدگی داشت هم کلی حس های خوب! گفت به حسابت فلان مبلغ واریز کردم! البته پول خودم بود که بهم برش گردوندنیشخند ولی بازم خوب بود...

*تشکر می کنم از اون مشتری بار اولی که صبح اومد و به سری سفارشات داد و کلی تاکید داشت که تا امروز آخر وقت من کارهاشو انجام و تحویلش بدم خب معمولا روال کاریم اینطوری نیست و برای چیزی که درخواست داشت حداقل 24 ساعت روند کاری شه ولی خب گفتم باشه و بهش گفتم تمام سعی ام رو میکنم گفت نه حتما میخوام گفتم تا 95 درصد حتما حاضر میشه و 5 درصد هم جای خطلا همیشه هست و خلاصه رفت... عصری خیلی خیلی زودتر از زمانی که قرارمون بود تماس گرفتم و گفتم بیاد ببره . اومد و کلی خوشحال شد و تحویل گرفت و تعریف کرد و از در رفت بیرون و در رو بست و یه لحظه مکث کرد و برگشت و در رو باز کرد و گفت ممنون از خوش قولی ات و رفت... وای بهترین حال دنیا بود.. اینکه من تو کارم خوش قولم شکی نیست درش ولی اینکه یکی اینطوری درک کنه و قدردانی کنه یه دنیاس برای من.... ممنون خدا که با همین چیزهای کوچیک میشه محبوب شد و با همین قدر دانی های کوچیک میشه خوشحال شد....

*تشکر می کنم از اولین مشتری امروز عصرم که هنوز در آفیس رو کامل باز نکرده بودم که سر رسید و سلام و حال و احوال کردیم(مشتری  قدیمی) و اومد تو و بعد که داشتم کارش رو انجام میدادم از حال مادر بزرگ و پدر بزرگش پرسیدم چون فکر کنم 7-8 ماهی بود که نیومده بود پیشم و پدر-مادر بزگش هم مشتری ام هستن و گفت تازه از امریکا برگشتن و هنوز جابجا نشدن و میان پیشت و یکاره از اریکا م پرسید... وای یادش بود که آخرین باری که اومده بود گلم داشته خراب میشده و بهم راهنمایی داده و گفته اصلا جای گله خوب نیست و بخاطر همین خراب شده و حالا که چند ماهه اریکا م رو فرستادم بیمارستان_ گلها!! دیده نیست و سراغش رو گرفته از من.. وای خیلی حس خوبی بود اینکه اینها دیگه یه آدم معمولی و یه مشتری ساده نیستن برای من و خیلی بیشتر از اینهاییم .. یه جورایی برای هم مهمیم و دوستی و احترام داریم و پیگیر کار همیم... یادم اومد که زمستون خودش و همسرش رو تو عروسی برادر دوست پارتنر دیده بودم و خب چون من خیلی صمیمی نبودم یه گوشه نشسته بودم و به اون و همسرش که ظاهرا خیلی نزدیک عروس و داماد بودن و دائم وسط بودن نگاه می کردم و متعجب از اینکه وای باز هم اینجا هم یه آشنا می بینم... تو شهری که سه تا شهر فاصله داره با محل زندگیمون و ... برام همیشه جالب هست و خواهد بود این اتفاق ها که کم هم نیستن و بهش گفتم و گفت اره فامیل همسرم بودن و چرا من شما رو ندیدم!! چند بار هم گفت دیگه نزدیک بود بگم ببخشید اینبار میام خودمو نشون می دم که ناراحت نشی... نیشخند خلاصه که همیشه نمیشه نالید و شاکی بود.. یه وقت هایی هم باید شکر گذار و خوشحال بود از داشتن همچین مخاطبانی!

 

- فکر کنم همه این حس های خوب از دیشب اومد.. همون موقع که پارتنر اومد دنبالم و اومد تو آفیس و گفت چطوری؟ دلم برای همسر خوشگلم تنگ شده!عینک فکر کنم فهمیده بود که خیلی ازش شاکی هستم و قصد هایی دارم مبتنی بر متنبه کردنش و اینطوری داشت ...م می کرد!!!نیشخند معلومه.. موفق شد کاملا!

/ 13 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گلکسی تولز

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم انصافا وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... شما میتونید برای قالب و یا طراحی های گرافیکی زیبا برای جذابیت بیشتر وبلاگتون به سایت ما بیاید. یا اینکه از امکانات متنوع انجمن ما بهره مند بشید'www.galaxy-tools.ir

گلکسی تولز

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم انصافا وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... شما میتونید برای قالب و یا طراحی های گرافیکی زیبا برای جذابیت بیشتر وبلاگتون به سایت ما بیاید. یا اینکه از امکانات متنوع انجمن ما بهره مند بشید'www.galaxy-tools.ir

آنا

چه اتفاق های خوبی ویولا ... مخصوصا اون که حال گلت را پرسید. آدم حس می کنه چقدر اهمیت داره برای اون آدم. یا اون که تشکر کرد. آدم باشعوری بوده.

شیرین

به به چقد خوشحالم که حالت خووبه الهی شکر عزیز دلم [قلب] دور از جونت دختر جون آخه این چه حرفیه همین فهمیدن اشتباه و عذرخواهی غیر مستقیم کردنم باز جای شکر داره [چشمک] ویولا میبینی اگه بدترین اتفاق هم بیافته و در بدترین شرایط روحی هم که باشیم اونی که برامون وجودش خیلی مهم و باارزشه اگه بهمون بها بده اونجوری که ما میخوایم احساس میکنیم همه دنیا رو حریفیم و شروع میکنیم به دیدن زیبایی های اطرافمون منکه اینطوریم [لبخند]

آنا

اتفاقا من از اون مشتری هام که تخمم را ملخ خورده (چه جمله قصاری شد!!) ... هم این که همیشه فقط یک جای ثابت می رم. و هم خیلی حرف های قشنگ به صاحب کار می گم. البته راستوش بگم بیشترش برای اینه که کار خوب برام انجام بدن. اما خوب باعث خوشحالی اون هم می شه.

نرگس

چقدر اين متنت پراحساس خوبه كه بهت منتقل شده وبه ما منتقل كردي وقتي متن روزقبلت رو خوندم خيلي رفتم توفكر كه وقتي كسي با عشق اغاز ميكنه چرا يهو دل سردي مياد توزندگي ؟ولي خدا هميشه همه جا هوامون رو داره براي يكنواخت نشدن زندگي اين چيزها پيش مياد چقدر خوشحالم كه خوشحال هستي[ماچ]

خانم توت فرنگی

خب من اینجا به یه مورد نادر برخوردم! شوهری که پول بگیره ازت و پس بده خیلی خوبه هاااا

آشتی

این مردها اگه می دونستند زنها دلشون به چه محبتهای دم دستی خوشه، هرگز دریغش نمی کردند. منم از تو متشکرم. چون حس کردم این پستت خیلی انرژِی داره.[بغل]