در و ققل و شیفت دیلیت!

 

 

×طبق معمول این تعطیلات هم جایی نرفتم! البته تو این تعطیلات جایی رفتن هم کفاره داره! همینطور که دختر خالم میگفت از شمال اومدن فقط ...خوردنش براش موند! بعد از اینکه یه مسیر 3 ساعته رو 16 ساعت تو راه موند!

×چند وقتی بود که هر بار نوبتی و به ترتیب لینک های بلاگم  رو که باز میکردم با صورت می رفتم تو در بسته یا قفل شدش!!! امروز دیگه لینکدونی تکونی کردم و از اینکه حدود 10 تا یا یک هفتم پیوند هامو به یکی از دو دلیل ذکر شده مجبور شدم حذف کنم یکم دل چرکینم! کلا بنظرم اونی که نمی نویسه دیگه، هیچ. ولی اونی که تا بحال می نوشته و یهو تصمیم میگیره خودشو گ..ه کنه و رمزی بنویسه و شرطش هم این میزاره هر کی وبلاگ داشته باشه یا درخواست کنه بهش رمز میدم!!! خیلی کمبود داره و از اینکه یه عده یهو بیان و هی م.وس  م.و.س ش کنن که ازش رمز بگیرن، ا.ر.ضا میشه! 

/ 2 نظر / 11 بازدید
امیــــر

واه کودک درونت رو رها کردی ها ! هرچی دلش خواسته تو این پست گفته ! [نیشخند]

فلرتیشیا

منم یکی از عذاب های زندگیم اینه وقتی کسی رمزی کنه برم مثل گداها بهش بگم، تو رو خدا به منم رمز بده!!!! و البته معمولا این کار رو نمی کنم! چه کاریه آخه گذایی رمز کنی. وبلاگستان که کلا به ف.اک رفته! خیلی از وبلاگ های دوست داشتنی و قابل خوندن تو بلاگ اســ.پاتن که فیلتره و دسترسیش سخته و نویسنده هاش حسابی اسم و رسم دارن و نمیشه مثل 7-8 سال پیش باهشون تریپ دوستی مجازی صمیمی ریخت. بقیه هم اکثرا مال رده ی سنی نوجونن! دقت کردی ما این وسط آواره موندیم؟!