جان جوانی مرا....

 

 

یه عالمه حس و حال بارونی مثل همینی که الان دارم می باره...

به همین زیبایی و به همین ناپایداری...

یه عالمه دل تنگ و حس های بی قراری...

خوب و آزار دهنده...

بدون هیچ عذر و بهونه و دلیل منطقی...

.

.

.

شایدم از فشار و استرس امتحانا باشه ، خونه جزوه ، سر کار جزوه، تو ماشین جزوه یه جورایی تو این همه کتاب و جزوه و فایل غرق شدم... فقط دلم به این خوشه که 2 بهمن یه نفس راحت می کشم  و امیدوارم همه چیز خوب و قابل قبول و با سر بلندی پیش بره...

درست مثل فلسفه های افلاطون غیر قابل درک!شایدم دارم سفسطه می کنم به قول استاد! به کل غرق شدم تو ایدئولوژی های عجیب و گاهی هم جالب فیلسوف های قبل از میلاد مسیح تا صدر مسیحیت! آخرشم امیدوارم تا یکشنبه تالس و فیثاغورس رو بجا زنون رواقی تحویل استاد ندم!

*شبایی که پارتنر زودتر از من می خوابه( حالا یا از خستگی یا از سر دلخوری و لجبازی!!) رو کاناپه محبوبم دراز می کشم ،صدای تلویزیون رو قطع میکنم و کلی فکر و خیال میاد تو سرم کلی حرف و چیز برای ثبت کردن و بحث کردن و بازگو کردن... ولی خب حس خستگی و ولو بودن بیشتر از اونیه که پاشم گوشیرو بردارم و بنویسمشون....

آخر هفته ی خوبی باشه برای همه...

/ 8 نظر / 10 بازدید
نیلوفر

سلام دوستم.. ممنون از تجربیات ارزشمندی که در اختیارم گذاشتی بوسسس

نرگس

مثل من همه جا جزوه بارونه تا این امتحانات تمام بشه ایشالا همه امتحنات رو به خوبی بگذرونی

آشتی

سلام عزیزم. خوبی؟

فلرتیشیا

سلام عزیزم. دلم برات تنگ شده[قلب] من حس خوبی از این نوشته گرفتم و فکر می کنم برآورد حس های مثبتت خیلی بیشتر از منفی هاست و این عالیه! یه نوشته ی پر امید بود.

فلرتیشیا

از درس و دانشگاه هم خسته نباشی و امیدوارم امتحان ها رو خیلی خوب بدی.

فلرتیشیا

راستی خوشبحالت اونجا بارون دارین!

آسمان هستی

سلام عزیزم چطوری خوبی؟ نگران امتحانات نباش خودت چطوری اصل حالت خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟

آسمان هستی

عزیزمی ممنون از دل مهربون و قشنگت ایشاله به زودی امتحانات تموم میشه و یه نفس راحت میکشی من حالم بد بود ولی استرس این امتحانا بدترم میکرد که سرجلسه تاب نوشتن نداشتم ولی امیدوارم به زودی زود این دوره بگذره و خیالت راحت بشه گلم.