اهم اخبار!

 

1/همین الان جواب لا.تا.ر.ی رو چک کردم و خدارو شکر! هیچکدوم از ما 3 نفر سلکت نشده بودیم!

2/دیروز کله سحر پاشدم رفتم دانشگاه ولی بعد از کارگاه 3 ساعت اولی مون احساس کردم اصلا حالم خوب نیست و بعد مطمئن شدم که درست حدس زده بودم!!! از این به بعد باید دقت بیشتری به تاریخ و تقویمم داشته باشم! برا همین ظهر برگشتم خونه، ناهار خونه خوردم و دو ساعت هم خوابیدم و عصر هم برا اینکه به خودم بیشتر توجه کنم نرفتم سر کار و شب هم از نبود پارتنر خان نهایت استفاده رو کردم و تو تنهایی خودم با دیدن یکی دوتا فیلم و سریال مورد علاقم خودمو لوس کردم تا پارتنر برگرده!

3/دیشب ساعت 11 اینا بود که میخواستم برم بخوابم که صبح بدون بهانه و خستگی بتونم همون ساعتی که میخوام بیام بیرون و به کارک برسم که همون لحظه پارتنر رسید و گقت بزن شبکه 3 فوتبال یوونتوس و رئال مادریده! فکر کنید!!! تیم من و تیم پارتنر! تیم من و تیم مامان!!! باهم یه همچین مسابقه حساسی رو داشتن  و من میخواستم به خواب غفلت برم! هیچی دیگه تا ساعت 1 که تیم همیشه قهرمان من  و بوفون عزیزم!!! بردن بیدار بودم! خیلی خنده دار بود حال_ پارتنر! من اهل کری خوندن نیستم ولی اون خیلی کل می انداخت و خب منم یکم جواب میدادم و یکم هم ناراحت می شدم  و یکم هم نگران بودم که نکنه طبق معمول این تیم خوب ولی ناکام! ضایعم کنه جلو پارتنر و کری هایی که میخونه!!! ولی وقتی پنالتی رو گل کرد و بعد هم رفت تو دفاع اتوبوسی!!! و بعد تر هم که بازی رو برد! خیلی بنده خدا پارتنر حالش گرفته شد و البته که من حال کردم! داشتم حساب میکردم الان شده چهارده سال که من فوتبال ایتالیا رو دوست دارم و این دوست داشتن دقیقا از 14 سال قبل و با دیدن بازی های همین یوونتوس و طرفداری از همین تیم شروع شد... هی هی هی... کی این همه سال گذشت و دختر نوجون و آشفته ی اون روزها شد یکی مثل امروز من؟!!! یادش بخیر تا دیر وقت با اون تلویزیون  سیاه رنگ 14 اینچی مون می شستیم فوتبال می دیدیم!من هنوزم نمی خوام بزرگ شم!

4/اون پسره تو بفرمایید شام دیشب! تمام مدت من رو یاد یه نفر می انداخت...کسی که یه تقریبا دوساله که اصلا ندیدمش... تمام این چهار شب.. از ریخت و قیافه و مغرور بودنش تا صداش و مدل حرف زدنش! میشه دونفر اینقدر شبیه هم باشن؟؟؟ چرا این مدت اینقدر آدمهایی میان سر راهم که منو یاد آدمهای گذشته ی زندگی ام می اندازن؟ اون از اون مشتریه، این از این پسره، اون از استاد دانشگاهمون که هر بار می بینمش یاد ....اون می افتم... خودمم موندم، تخیله یا واقعیت؟!!

5/فردا می شه دوهفته از روزی که خاله شدم! دوست عزیزم که روز ثبت نام ارشد من متوجه شدیم بارداره بالاخره نی نی مون رو دنیا آورد... اون روز رفتم دیدنش و یکبار دیگه هم رفتم ولی نی نی مون رو از روزی که بدنیا اومد نشد که ببینم، دلم تنگ شد برای دیدن اون پسر دوست داشتنی_ لپ گلی! اگه بشه امروز برم ببینمش...

6/تو اون حالی که از اول امسال داشتم نشد این دو مورد رو هم ثبت کنم در خاطراتم، یکی اش کنسرت 10 فروردین محسن یگانه بود که مدت ها بود دوست داشتم برم و این فرصت خیلی یهویی و خیلی هیجان انگیزانه! جور شد برام و خیلی خوب بود، یکی هم سفر بعد از تعطیلات عید به جنوب و جزیره دوست داشتنی ام بود و تجربه ی جدید پاراسیل سواری! خب من از ارتفاع وحشت دارم ولی این هم جزو همون تجربیاتی بود که باید توی زندگی ام می داشتم و جالبه بگم که اصلا هم نترسیدم، چون ترس نداشت و بیشتر آرامش بخش بود!

7/یه سری فیلم های جدید و قدیم رو دانلود کردم و می کنم و دیدیم. این وسط جالب بود من با ذهنیت اینکه یه فیلم خیلی ملو و احساسی رو میخوام به خورد پارتنر بدم، Gone Girl رو دانلود کردم ولی نتیجه کلا یه چیز دیگه بود! فیلم جالبی بود ولی درام عشقی مورد علاقه من نبود عوضش برای پارتنر خان( و هر مرد/همسر یا پارتنر ی) می تونست پر باشه از درس عبرت و تجربه!!! :)) میتونم بگم من احتمالا جزو اولین پارسی زبانانی هستم در داخل وطن! که فیلم پنجاه.سایه.خاکستری. رو دانلود کردم و دیدم همون زمان_اکران در اروپا !!! البته الان تو سایت ها برای دانلود موجوده! اگه دنبال یکم هیجان هستید ببینیدش، البته نه در کانون گرم خانواده! به تنهایی یا با م.ع.ش.و.ق.ت.و.ن عینک

8/هوا ابری و خنکه... فکر می کنم حالم خوب تره....

/ 3 نظر / 14 بازدید
فلرتیشیا

سلام عزیزم. دلم برات تنگ شده بود. الان چند وقت هی می خوام بیلت کنسرت بگیرم باز یادم می ره. محسن یگانه اینجا هم کنسرت داره. دوست داشتم کنسرت "دنگ شو" رو هم برم اما احتمالا دیگه بلیتاش تموم شده باشه. حالا کی تو رو یاد کی می انداخت؟![نیشخند][شیطان] گان گرل رو ما هم هنوز ندیدم... این فیفتی شدز آف گری رو فکر نکنم دوست داشته باشم ببینم! نمی دونم از اثرات پیری یا نه! اما فیلم هاس صحنه دار دیگه به مزاجم نمیسازه! یادش بخیر حالا نجوونی دلم غنچ می رفتم یه صحنه ی م.چ و بــ.وسه ببینیم! والا!!!

نرگس

چقدرخوبه كه به چيزهايي كه علاقه داري وارامش بخشه رفتي به نظرم هنوز اون افراد رو از ذهنت پاكشون نكردي ودفترش تو ذهنت باز هست كه نميتوني فراموششون كني تما خاطراتي كه باهاشون داشتي رو بنويس وپاره كن بريز دور تا يكم ذهنت اروم بشه مواظب خودت وخوبي هات باش

آشتی

واقعا نترسیدی؟؟؟!!! عجب شجاعی هستی. ببینم مهدی این فیلم رو داره؟ منم فوتبال ایتالیا رو دوست داشتم و دارم. منتها الان دیگه همه رو دوست دارم!!!!! تیم خاصی از ایتالیا مدنظرم نیست. چون هر کدوم از ستاره ها، تو یه تیمی هستند!