everything sounds so complicated!

 

 

 

الان که نشستم تو آفیس و دارم می نویسم آسمون جلوی چشمام دقیقا همینطوریه و من حال عجیبی دارم. .. همیشه تو این هوا و این اتمسفر انگار از قالب همیشگی خودم ناخوداگاه در میام و می رم تو یه فضای دیگه... یه فضای گنگ، دوست داشتنی و دلتنگ کننده و نوستالژیک! دلم میخواد ساعتها خودم باشم و خودم و این هوا و جاده ... 

مثل همین دو ساعت قبل که مثل مسخ شده ها نفهمیدم این 20 کیلومتر رو چطوری روندم تا سرکار و فقط من بودم و آسمون و آهنگ های دوست داشتنی ام و نسیم پاییزی و تخته گاز!

 

 

امروز بالاخره طلسم دندون پزشکی رفتنم شکست و با اینکه خواب مونده بودم صبح با یک ربع تاخیر رسیدم و از صبح تا همین الان بنده یه ویولایی بودم که نصف سمت راست صورتش بی حس و متورم و کمی تا قسمتی دردناک بود! الان بهترم خدارو شکر. نمیتونم مراتب انزجار خودمو از محیط و ابزار آلات دندون پزشکی بیان کنم!فقط خدارو شکر که فعلا تا یه مدتی فرصت دارم که جراتم(و پولام!) رو جمع کنم برای راند بعدی!(لامصب برای یه پرکردن معمولی و بدون عصب کشی 250 تومن گرفت! خنثیحالا من برا این مقدار چقدر باید با مردم سر و کله بزنم خدا میدونه!!زبان)

***************************

 

دیروز متوجه شدم که 6-7 گیگ ترافیک مونده رو دستم و امروز هم آخریم مهلت استفاده ازشونه و در یک اقدام ضربتی و فوری!! بالاخره موفق شدم برای اولین بار یه فیلم رو کامل و با کیفیت قابل قبول د.ا.نلو.د کنم! اونم چی؟ درست حدس زدید! Blue Valentine! .

دیشب با کلی ذوق و شوق رفتم خونه و به پارتنر خان گفتم که برات فیلم آوردم که با هم ببینیم! دیگه اینبار باید با هم بتونیم یه فیلم ببینیم!(عمق فاجعه!)خبری هم از اینکه 10 دقیقه بعد از شروعش بری بخوابی و یا خلاصه یه بهانه بیاری که در بری نیستا!! اونم گفت باشه صبر کن اینا رو ببینیم بعد اون!(مجموعه هفت سنگ رو داشت می داد و بعدش هم مر.دا.ک شروع شد که اونم قول داد ببینه بعد می بینیم فیلم منو!)نشون به اون نشون که کوفتمون کرد!!! اونقدر غر زد که اه این چیه! واقعا محتواش چیه؟ چرا صحنه های س*.ک.*س رو واضح نشون میده!(که البته من اینطور فکر نمیکردم! خیلی هم خوب بود. باید دل می داد که ببینه که نمیداد!) بعد هم با یه قیافه ای شبیه محکومین به حبس ابد دراز کشیده بود با زااااااار نیگا میکرد(فقط واسه اینکه قول گرفته بودم ازش!) که خودم بلند شدم بهش گفتم بابا نخواستیم با ما فیلم ببینی اینقدر فاز منو خراب نکن ، پاشو بیا برو بخواب! که اونم از خدا خواسته رفت!!!! اگه ظهرش کلی سوپرایزم نکرده بود و خودشم مثل بچه ها ذوق زده نشده بود، نمی بخشیدمش!!!

آخر فیلم بازم من بودم و یه بغض گنده و هزار تا سوال و ابهام که حتی تا لحظه ای که بخوابم تو سرم چرخ می خوردن... چرا ... ما آدمها دیگه غیر از عشق و توجه و محبت چی از شریک و پارتنرمون می خواهیم؟ این داستان زندگی خیلی از ماها بود. چرا بعد نوشتن اون برگه مسخره تعهد ، همه چی کن فیکون میشه؟ چرا دیگه هر چی باشه اون عشق دیگه نیست؟ اون شور و هیجان و دیوونه بازی ها و ساده نگری ها؟ چرا درست بعدش همه چیز پیچیده میشه؟ اون چیه که باعث میشه اینطور دست رد به سینه همدیگه بزنیم و تا این حد  اون یکی رو از خودمون برونیم؟ وای اشک های اون، اشک های منم در آورد... 

/ 8 نظر / 28 بازدید
غفاری

به نماز می ایستم و پنج تکبیر می زنم بر دنیا و هر آنچه مرا از نوازش نسیم رحمتت دور می سازد. می خواهم حسن ختام میهمانی ات، ابتدای آشنایی تازه ام با تو باشد. اکنون به مدد عبورم از باغ صیام، عطر گل های تازه عبودیّت را آن چنان در سر دارم که بیدارتر از همیشه، می بینمت. چه شیرین است طعم میوه های آسمانی تو، آن هنگام که دست بر قنوت نماز عید بر می داریم و تو را زمزمه می کنیم: «اَنْ تُدْخِلَنی فی کُلِّ خَیر...» «دارد به خنده چشم جهان باز می شود یعنی که عید فطر تو آغاز می شود» عید سعید فطر برشما مبارک مدیریت وبلاگ روانشناسی آشنا ashena92.roomfa.com

ghasedak

Salam.....man kheili vaght ha miyam va weblogeto mikhoonam....vali nemidoonam chera ta hala barat commenti nazashtam.... khodam ro too kheili chiz ha be to shabih midoonam.... yeki in ke ham sen o salim va har 2 roohiyey honari darim........ kheli ba in ghesmate akhare neveshtat movafegham........... akhe chi misheh???????? man o aghaye partner ham kheili salighehamoon too film didan fargh mikoneh...... man saligheye filmam mesleh toe.... va hamishe ham in film ha ro tanha mibinam... tazeh age besheh.... ahhhhhh darket mikonam..... hesse badiyehhh..... boghz glomo migireh

فلرتیشیا

دیدیش بالاخره! [قلب] اونجا که گفتی با پارتنر خان می خوای ببینی می خواستم بگم نه !!!! تنها ببین!بعیده ایشون خوشش بیاد. البته رایان که یادم نیست اونجا اسمش چی بود با وجود عشق فوق العاده ش و کارهای زیبایی که میکرد، خیلی چیزا روش فشار آوره بود و بیچاره داشت یه جاهایی از شدت عشق به فـــ.ا* ک می رفت! فکر کنم همون اختلاف سطح کار و تحصیل و موقعیت اجتماعیشون هم بی تاثثیر نبود.و ترس اینکه دختره رو از دست بده. البته بچه شون بچه ی اون لندهور قبلی بود!! و با وجود این رایان جان اونقدر دوستش داشت و کار درست بود ، هی حرکات و حرفای قشنگ قشنگ انجام میداد.:) نزدیکای آخرش که از شدت عصبانیت حلقه ش رو در آورد و بعد سریع برگشت دنبالش بگرده خیلی دلم سوخت!:(( حس کردم از این رفتارا خودمم تو زندگی داشتم. به هر حال بعد از دوهفته من همجنان تو کفشم. نمی دونم شایدم من زیادی خوشم اومده بود.

فلرتیشیا

برو تو ویکی، پیج بلو ولنتاین رو بخون! کلی چیزای مهیج داره[نیشخند] اینکه اینا بخاظر اینکه حال و هوا رو ایجاد کنن، تو اون خونه سه نفری با هم بودن، یه بار کارگردان به رایان میگه برو تو اتاق خواب با میشل ویلیامز ma...ke...l.ove کن. فکر کنم می خواسته حس پس زده شدن رو دقیقا تو این بشر ایجاد کنه.!!اونم گفته ترجیح می دم رو همین کاناپه بخوابم به جای این کارا!!چه پسر خوبی! به به![مغرور][نیشخند]

فلرتیشیا

یکی دیگم اینه که این فیلم برای زیر 18 سال ممنوع بود. بخاطر صحنه های ا...و...رالش. بعد آقامون رایان!! کلی بهشون تو پیده بود که این کارتون ضد زنهاست. اگه قضیه بر عکس باشه شما ایرادی نمی گرد اما چون اینجا اونجوری!!! بود ایراد گرفتین و از این صوبتا![لبخند]

فلرتیشیا

الان با توجه به دندون پزشک رفتن حس سبکی می کنی. خوش به حالتون هوا اونجا خوبه و پاییزی[رویا]

ghasedak

agha man kheili az in saligheye film didanetoon khosham oomadeh..... felertisha shoma ro ham migam haaaa....... har chi az in model film ha mibinid begid ta manam beram bebinam :D

نیلوفر

[ناراحت]