دخترک بنفش پاییزی...

طراح، گرافیست و عکاس و بطور کلی یه دختر 29 ساله ی دیوونه ! که فکر میکنه تا ابد 17 ساله می مونه !

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩۳/۱٠/٢٥ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ | توسط ویولا | نظرات () |

 

 

×طبق معمول این تعطیلات هم جایی نرفتم! البته تو این تعطیلات جایی رفتن هم کفاره داره! همینطور که دختر خالم میگفت از شمال اومدن فقط ...خوردنش براش موند! بعد از اینکه یه مسیر 3 ساعته رو 16 ساعت تو راه موند!

×چند وقتی بود که هر بار نوبتی و به ترتیب لینک های بلاگم  رو که باز میکردم با صورت می رفتم تو در بسته یا قفل شدش!!! امروز دیگه لینکدونی تکونی کردم و از اینکه حدود 10 تا یا یک هفتم پیوند هامو به یکی از دو دلیل ذکر شده مجبور شدم حذف کنم یکم دل چرکینم! کلا بنظرم اونی که نمی نویسه دیگه، هیچ. ولی اونی که تا بحال می نوشته و یهو تصمیم میگیره خودشو گ..ه کنه و رمزی بنویسه و شرطش هم این میزاره هر کی وبلاگ داشته باشه یا درخواست کنه بهش رمز میدم!!! خیلی کمبود داره و از اینکه یه عده یهو بیان و هی م.وس  م.و.س ش کنن که ازش رمز بگیرن، ا.ر.ضا میشه! 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩۳/٥/٩ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ | توسط ویولا | نظرات () |

 

چند روزه همه حس و حالم قر و قاطی شده

البته به همراه نوسانات هورمونی

اونقده حالم بده روزی چند بار بغض می کنم حتی به پوچی زندگی ام هم  کلی فکر میکنم و حسرت میخورم

تف به این ناهواری های هورمونی!!!! 

حالم بدههههههههههههههههههههههه!

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩۳/٤/۱۸ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ | توسط ویولا | نظرات () |

 

حال ندارم،

خیلی کسلم،

البته که در روزهای رنگی تقویم هستم و پولامم تموم شده و امیدوارم که این حال خیلی حیلی مزخرف برای همین ها باشه! تازه + اینکه روز زن نزدیکه و بعلت تالمات مالی !! نمیتونم اون چیزایی که دوس دارم رو برای مامی بخرم! یعنی گوشی اندرویدی+اتوی مو و عطری که دوس داره! بحران مالی در حدیه که با کلی ارفاق شاید بتونم یه گوشی نه خیلی گرونقیمت براش بخرم اونم شریکی با پارتنر!!! حالا خودم به درک که به علت بحران مالی امسالم سرم بی کلا می مونه!  تاره پارتنر قراره لطف کنه اون عطری که شرطی  بهم هفته قبل باخته رو با روز زن یکی کنه و همون بشه کادوم!!!! البته عطرش اروزن نیست ولی خب!!!!

حالا واقعا دارم فکر میکنم این حال بد امروزم که حتی هوای مورد علاقه ام اون ابرها و اون مه غلیظ صبحگاهی نتونست درستش کنه واسه همیناست یا بازم یه چیزای دیگه هم هست... فعلا مشغول کند و کاوم....افسوس

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩۳/۱/٢٧ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ | توسط ویولا | نظرات () |

 

من خوبم ولی الان یکم ناراحتم. البته خدارو شکر میکنم که ناراحتی ام سر موضوع کوچیکی مثل شکستن و لایه لایه شدن همیشگی ناخن هام از زمان کاهش وزنمه. این موضوع ماه هاست اذیتم میکنه! من قبلن هم ناخن های خیلی مستحکمی نداشتم ولی در این حد هم که وقتی تو کوتاه ترین حالت ممکن هم هستن بازم لایه لایه پوست بشن و از ریخت بیافتن نبودن! کلا سه چیز رو از دست دادم تو این راه. یکی موهام بود!! یکی هم ناخن هام آخری هم به قول دوستان ریخت و قیافه ام رو!!!! البته که من ترجیح میدم یکم بی ریخت متناسب باشم تا چاقالوی خوشگل!!!ولی اینکه هم کچل شی هم ناخن نداشته باشی هم زشت باشی هم چند تا تا متناسب شدن فاصله داشته باشی دیگه خیلی زیادیه!!!    چند سالی بود که قصد کاشت ناخن داشتم ولی همیشه از نگرانی عفونت و قارچی شدن و هزار تا از این مسایل خیلی جدی بهش فکر نمیکردم ولی الان دیگه واجب شده. پس لطفا خانوم ها  و آقایونی!!!! که در این زمینه اطلاعاتی دارید. لطفا به کامنت دونی مراجعه فرموده و این دخترک رو از نگرانی و ناراحتی برهانید :)

البته من زیادم پر توقع نیستم! در این حد ها هم باشه با همین دیزاین ها می پسندم و خوشحال هم خواهم بود!!

 

من کلا تو همین فرم و اندازه ها می پسندم دوست ندارم اصلا معلوم باشه که ناخن طبیعی نیست یا تو سایز بیلچه مکانیکی باشه!! شاید نهایت در حد چند میلی متر بلند تر از این هایی که طرح هاشو گذاشتم...عینک

نوشته شده در دوشنبه ۱۳٩۳/۱/٢٥ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ | توسط ویولا | نظرات () |

 

از اونجایی که به مقادیر متنابهی انرژی + نیازمندیم!

نوشته شده در دوشنبه ۱۳٩٢/۱٢/۱٢ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ | توسط ویولا | نظرات () |

 

 

× یادم رفت تشکر کنم از اون خانوم میانسال که چند روز قبل تو بی آر تی ، وقتی همه پیاده شده بودن و ما سوار شدیم و اون تازه یادش اومده بود باید پیاده بشه و داشت تو اون ازدحام جمعیت همه رو میزد کنار و فشار میداد تا بتونه پیاده بشه ، به من که رسید گفت بیا برو کنار با اون "قد درازت" !! منم نه راه پس داشتم نه راه پیش!!  همین طور با دهن باز داشتم نگاش میکردم و تازه دوباره تکرار کرد "با اون قد درازش" راه و بسته!! تعجبالبته دو سه تا خانوم جوون اونجا بودن که بهش خاطر نشان کردن خانوم چرا بی احترامی میکنی یا اینکه یکی برگشت بهش گفت حالا خدا به تو قد نداده چرا حسودی میکنی! خندهمنم که نمیدونستم بخندم یا ناراحت باشم! ابلهولی تهش خیلی خندم گرفته بود!! تازه خوبیشم این بود که بقیه فکر میکنن من قد بلندم! ولی خودم اگه همقد ماریا شاراپوا بودم به خودم میگفتم قد بلند! لا مصب 13 سانت از من بلند تره!!!!

قسمت خجالت آور داستان هم این بود که چند ساعت بعد که با پارتنر داشتیم بر می گشتیم یه این ماجرا یادم اومد و براش گفتم که اینطوری شد و اون خانومه اینو گفت که یهو گفت عه!! به تو گفته بود؟ گفتم مگه تو شنیده بودی ؟؟؟؟؟ گفت آره بعد برگشتم دیدم تو داری می خندی فکر کردم با تو نبوده!! قیافه من دیدنی بود وقتی متوجه شدم صداش اونقد بلند بوده که همه آقایون بی آر تی سوار هم مستفیض شدن و برگشتن منو نگاه کردن!!ابرو

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩٢/۱۱/۳٠ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ | توسط ویولا | نظرات () |

 

بنظرتون برای شامی که قرار ه جمعه خانواده ی پارتنر رو بعد یه سال بهش مهمون کنم این منو آبرو دار هست؟؟؟

حلیم بادمجان

میگو پفکی

و سیب زمینی سرخ شده

سالاد ماکارونی

کیک مرغ

سالاد انار و کلم

سالاد ژامبون و اسفناج

تیرامیسو!

پونزده نفریم و منم دست تنها!

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩٢/۸/٢٩ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ | توسط ویولا | نظرات () |

 

 

کفش معروفم! 

نوشته شده در شنبه ۱۳٩٢/٦/۳٠ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ | توسط ویولا | نظرات () |

 

 

خواب دیدم زمان امتحان عملی ارشد شده و من سر جلسه ام. اونوقت پروژه بهمون پرسپکتیو دو نقطه ای دادن!!! یعنی من هنگگگگگگگگگگگگگگگگگ که چرا تو این مدت تمرینش نکردیم. اونوقت فقط من ناراحت این بودم که چرا به ما بچه های گرافیک، پروژه های معماری دادن! ما رو چه به پلان و نما دو نقطه ای سه نقطه ای و... آخراشم بیخیالش شدم و به دانشگاه آزاد فکر میکردم!!   خیال باطل

خواب دیدم مریضم و دارم میمیرم و یه حس عجیب غریبی دارم برای خودم. بیشتر ولع و طمع داشتم که به خواسته هام نرسیدم و دیدی جونمرگ شدم؟!!!

خواب دیدم مریضه و تمام این مدت میدونسته و نگفته... یه حس وحشتناک مثل مرگ.....

از خواب پریدم و اونقدر خوشحال شدم که همه ی این عذاب ها نو خواب بوده نه واقعیت و کلی خدارو شکر کردم....

خواب دیدم...

صبح خیلی خسته و کلافه بودم... تمام شب با این داستان های عذاب دهنده دست و پنجه نرم کرده بودم و تمام انرزی ام به ... رفته بود....الانم خسته ام...

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٢/٤/٦ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ | توسط ویولا | نظرات () |


قالب وبلاگ : sadafi:)