دخترک بنفش پاییزی...

طراح، گرافیست و عکاس و بطور کلی یه دختر 29 ساله ی دیوونه ! که فکر میکنه تا ابد 17 ساله می مونه !

 

امروز صبح تو هوای ابری و بارونی و سرد مورد علاقه ام پیاده رفتم زیر بارون نم نم پیاده اومدم با اینکه مشتری دم در منتظرم بود و تماس گرفت گفتم چند دقیقه دیر تر میرم ولی روزم رو اونطوری که دلم میخواد شروع میکنم.... و خب این کارو کردم...

دم غروبی هم با اینکه یکم دیر شده بود و هوا داشت تاریک می شد و کلی هم باروون  می اومد پیاده اومدم  دوباره و زیر بارون با چتر بسته  و هوای خنک خنک پاییزی ام...

البته قبلش کلی لباس پوشیده بودم طوری که با اینکه خیس شده بودم وقتی رسیدم رفتم پشت  و لباس ها و جورابمو کم کردم و کتم رو در آوردم و یه مانتو پوشیدم چون اینجا یه بخاری کوچولوی گازی داریم که برامون کافیه و محیطش با اینکه بزرگ ه  هنوز اونقدی سرد نیست...

 آرزومند اینم که همه آدم های رو زمین بتونن از بارش بارون و قدم زدن زیر بارون لذت ببرن و زیبایی شو ببینن و براشون باعث ناراحتی و سختی نشه... آمین ....

نوشته شده در شنبه ۱۳٩۱/٩/٢٥ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ | توسط ویولا | نظرات () |


قالب وبلاگ : sadafi:)