دخترک بنفش پاییزی...

طراح، گرافیست و عکاس و بطور کلی یه دختر 29 ساله ی دیوونه ! که فکر میکنه تا ابد 17 ساله می مونه !

 

 

 جمعه تو برنامه ی شع#ر یادت نره یه آهنگ از سیا*وش ش$مس به اسم دختر چوپون اومد که منو پرت کرد به اون اتاق کوچک تنهایی ام که فقط من بودم و یه تخت خواب و یه ضبط صوت و کاست هایی که اشک ها و غم ها و تنهایی هامو باهاشون قسمت میکردم... یاد اون کاست دوست داشتنی و محبوب سیاوشم افتادم.. یاد اون صدای آرامش بخش و  تن غمناکی که تو صداش بود... چه رویاهایی که با اون آهنگ ها نبافته و چه اشک هایی که نریخته بودم... تا قبل از تحول اخیر دنیای موسیقی و اینهمه فراگیر شدنش... این سیاوش و ابی بودن که محبوب ترین های من بودن...  حتی اون موقع سیاوش بیشتر چون احساس میکردم بیشتر بهم نزدیکه و شعر هاش خوراک روحم بود... ممنون آقای من و تو که منو پرت کردی به اون دوران.. اون دورانی که درسته خیلی برام دردناک و غمناک بود همه چیز ولی به طرز عجیب غریبی دوست داشتنی و شیرین بود.. شایدم شرایط حالا هست که این حس رو به من القاء میکنه....

امروز کاری نکردم جز اینکه بشینم و دونه دونه اون آهنگ های  دوست داشتنی قدیمی رو دانلود کردن.. میخوام بشینم همشونو دونه دونه هر کدومو هزار بار گوش کنم و شاید دوباره تو رویاهاجای زیبای کودکانه ام غرق بشم...

 

 * این آهنگ خودش زندگی ه... 

** تموم دیروز، حتی پریروز، همه ی پس اندازم و با پول کار هر روز،  رفتم مغازه یه جین خریدم، واسه ی قرارمون هزار نقشه کشیدم... اما نقشه های دیروز همشون نقش بر آب شد... بخدا قسم که دنیام  تو غروب سرم خراب شد.... 

***این روزها وقتی از تی وی می بینمش که اینقدر شکسته شده و به وضوح گرد پیری نشسته روش، یه جورایی خیلی غمگین میشم... یاد اون پسر ترکه ای چشم روشن کلی*پهای عید طن*ین چقدر دور به نظر میرسه...

**** اولین CD که تو زندگی ام خریدم  مال سیا**وش ش*مس  بود همون موقع که تازه سی دی باب شده بود. از یه مغازه خنزر پنزر فروشی نزدیک خونه خالم تو نارمک... یه شوق غیر قابل باور داشتم بعد از خریدنش ... هوووووووم......

 

 

 


متن آهنگی که لینکش رو گذاشتم...

" گریه های تو برام فایده نداره
برو که دیگه تو رو شناختمت
بگو به کی بگم گفتنیامو , حالا که به حرف حسودا باختمت
من تو ی شهر آرزوهام, واسه تو یه قصر طلایی ساخته بودم
به چه شوقی, به چه ذوقی, قلب و دین و ایمونمو باخته بودم
برو دیگه دوست ندارم, اسمتو نمی خوام بیارم
برو دیگه نمی خوام به یادت, چشمامو روی هم بذارم
هردفعه یکی در می زنه, عکس تو میاد به یادمن
که میومدی با یه گل سرخ,دمدمای صبح سراغ من
چه بچه گونه نگام می کردی, نگاتو باور میکردم
دوباره می رفتی, من تو سکوتم گلاتو پرپر می کردم
قصه های منو تو تمومه اما, یه روز تو تنها می شینی
حریر عشق گذشتمو, تو آینه ها می بینی
اما دیگه نیست اون که اشکاتو
می بوسید و تو براش نفس بودی
اونی که براش فرش زمینو یه سایه بون با تو بس بودی..."

نوشته شده در یکشنبه ۱۳٩٢/٢/۸ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ | توسط ویولا | نظرات () |


قالب وبلاگ : sadafi:)