دخترک بنفش پاییزی...

طراح، گرافیست و عکاس و بطور کلی یه دختر 29 ساله ی دیوونه ! که فکر میکنه تا ابد 17 ساله می مونه !

 

 

 

امروز خواب موندم اونم چه خوابی!! بعد از دوشب پشت هم نخوابیدن و تا ساعت 5 و 4 صب بیدار موندن و مهمانداری در طول روز و استراحت نکردن .خیلی شیک صب الارم رو قطع کردم و تا 11 خوابیدم . جالبه وقتی بیدار شدم فکر میکردم نهایتا 8ونیم صب باشه:))  در همین راستا نرفتم سر کار چون تا بخوام آماده بشم  و برم میشد 12!! خب چه کاری بود آخه!

بعد هم دوستم دیروز پیام داده بود که امروز میان شمال و بعد دیشب پیام داد که کنسل شده و صب که بیدار شدم و گوشی ام رو چک کردم دیدم پیام داده تو راه شمالیم!! منم زنگ زدم پرسیدم اسگل کردیم!!! و کلی خندیدیم و گفت رسید برام تعریف میکنه ماجرا رو !! حالا منتظرم تا عصری که برسن.. 

این عید دیدنی های نچسب  هم به حول و قوه ی  الهی داره تموم میشه! البته دیروز دوتا از دوستام اومدن که اونها خوب بود کلی تو سر و کول هم زدیم و مواظب بودیم که یوقت مثل دفعه ی قبل تو جمع 3نفره مون ناراحتی و دلخوری پیش نیاد,چیزی که دفعه ی قبل خیلی ناراحتم کرد و حالمو گرفت.

منم که بعد تعطیلات با برادره دارم میرم تهران و همون موقع هم عید دیدنی های دوستا و اقوام تهرانی رو پس میدم :)

______________________

معلم کلاس زبانم یه عالمه تکلیف نوروزی داده بوده همون جلسه ی آخری که من دو در کرده بودم و از همون روزهای اول و دوم تو فکر این پیک نوروزیه با یه عالمه رایتینگ و .. بودم و همش میگفتم من یه عالمه وقت دارم . حالا هم که تعطیلات تموم شده و من هنوز لای کتابامو باز نکردم! البته خیلی هم غیر قابل پیش بینی نبود!

نوشته شده در شنبه ۱۳٩٢/۱/۱٠ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ | توسط ویولا | نظرات () |


قالب وبلاگ : sadafi:)