دخترک بنفش پاییزی...

طراح، گرافیست و عکاس و بطور کلی یه دختر 29 ساله ی دیوونه ! که فکر میکنه تا ابد 17 ساله می مونه !

 

بعد از اینکه کلاس موسیقی ای که 10 سال به تحقق پیوستنش طول کشید رو ول کردم و همچنین  نرفتم و فاینال زبانم رو بدم! دوباره الان مشغول کلاس زبان رفتنم اونم خودش جور شد و من تو فکرش نبودم اینطوری که اون معلمی که قبلتر ها بااش کلاس داشتم برام پیغام گذاشت که چرا نیومدی فاینال ندادی با اون نمره های خوب کلاسی ات و منم تقصیر رو انداختم سر اون معلم خیلی بدی که این ترم باهاش کلاس داشتم که کلا یه موجود عقده ای از خود متشکره و خیلی عوضیه! و اونم گفت چیکار اون داری حالا این ترم من معلمتونم و تو نیستی! بعد هم گفت میره با مدیر موسسه حرف میزنه که من بیام ترم جدید بشینم سر کلاس! و خب اینطوری دوباره هفته ای 8-9 ساعت زبان می خونم!

حالا اینها هیچی ! یه موضوعی هست که من تو کلاس کشف کردم ! لازم به ذکره 5 نفریم کلا و 2 تا دختر و 3 تا پسر! بعد یکی از این آقایون پسر که اولین ترمه با هم همکلاس شدیم ولی به دلایلی هممون از قبل در حد اسم و سلام و علیک میشناختیمشون یه تیکه کلامی دارن تو کلاس که من هر دفعه میشنومش اول قرمز میشم و بعد نمیتونم جلو خندمو بگیرم و کلا خیلی وضع معذب کننده ای بوجود میاد ! اونم اینه که بعد از هر پرسش و پاسخی و بعد از هر توضیحی که دریافت میکنه به علامت تایید میگن O~h ya! و خب من نمیدونم اون "اوه" هه واسه چی همش اول اون " یاه"هه میاد! همش یاد فیلم های ناجور و عشوه های خانوم های متشخص توش میافتم! هر چی هم فکر می کنم این آقا باید بدونه که نباید اول_ "Ya-یا" شون "اوه" بیاره فایده ای نداره که نداره!!!

خلاصه که اصلا یه وضعی! بعد با یه جدیتی و هم معصومانه میگه که خیلی دلم میخواد خود معلممون هم که شده بصورت دوستانه و برادرانه(همه هم سنیم تقریبا) بکشدش کنار و بگه برادر من نکن این کارو اینجا خانواده رد میشه! ولی خب نشده که فعلا!!

منم تو این هاگیر واگیر و بی برنامگی ه زندگی ام دلم خوشه میرم کلاس زبان!! هی خدا این امید به زندگی رو از ما نگیر، تازه نمیدونم چرا! رفتم ارشد آزاد هم ثبت نام کردم اونم رشته ی زبان انگلیسیعینک!! کلا اعتماد به نفس در حد ستاره های هالیوود! مژه

کلا خوشم و منتظرم ببینم سرنوشت منو تو کدوم یکی از موقعیت های موجود "پرتاب" میکنه! چون تو هر حالی که باشم و تو هر شرایطی که باشم این زندگی در جریان و در حال گذره... دیگه تو 27 سالگی این نکته رو نباید نادیده بگیرم!

 

---------------------------------------------------------------------------------------

برای فلر

 

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩۱/۱٢/٢ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ | توسط ویولا | نظرات () |


قالب وبلاگ : sadafi:)