دخترک بنفش پاییزی...

طراح، گرافیست و عکاس و بطور کلی یه دختر 29 ساله ی دیوونه ! که فکر میکنه تا ابد 17 ساله می مونه !

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ دیشب  تو کلاس زبان یه بحثی رو معلم راه انداخت که از بچه ها حرف بکشه !

موضصوع هم بزرگترین "ریگرت" زندگی ات بود! چی بزرگترین پشیمونی و تاسف زندگی ات هست..  من رو این موضوع برای چند ثانیه عمیقن فکر کردم...  نمیخواستم فقط یه جمله ی خالی با استفاده از گرامر ی که یاد گرفته بودیم و باید تو  جمله به کار میبردیم تحویل بدم! یه لحظه واقعن از خودم پرسیدم دختر چی بزرگترین حسرت وپشیمونی زندگی ته؟! 

از همه" غیر قابل باور تر" این بود که هیچ جواب درستی پیدا نکردم! همیشه یه حسی داشتم که انگار خیلی کارها و انتخاب هایی که کردم دقیقا همونی نبوده که دنبالش بودم ولی هر چی زور زدم و مرور کردم دیدم نه! اینطوری هام انگاری نیس! برخلاف بقیه بچه ها که یا از رشته ی تحصیلی شون می نالیدن یا از شغلی که داشتن من مرور کردم که رشته تحصیلیمو دوست دارم / شغلمو دوست دارم/ موقعیت اجتماعی ام رو دوست دارم/ قیافه و حتی بدنم رو دوست دارم/ جدی که فکر میکنم میبینم حتی سبک زندگی فعلی ام رو هم دوست دارم! یکی هست که با همه دیوونه بازی هام دوستم داره/ شاید فقط یکم از اینکه الان دارم تو ایران زندگی می کنم  ناراضی باشم چون دوست داشتم جای بهتری می بودم! و اون جمله ای که به معلم تحویل دادم این بود که "کاش وقتی 17 سالم بود برای کنکور بسکتبال رو ول نمیکردم"!! بعله  این بزرگترین ریگرت زندگی منه! 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩۱/٩/۸ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ | توسط ویولا | نظرات () |


قالب وبلاگ : sadafi:)