دخترک بنفش پاییزی...

طراح، گرافیست و عکاس و بطور کلی یه دختر 29 ساله ی دیوونه ! که فکر میکنه تا ابد 17 ساله می مونه !

 

آه آقای مح*سن یگا*نه تو با این شعر ها و آهنگ ها و این صدای گیرات منو کشتی...

یادم میاد برادر بزرگم  تو سالهایی که من یه دختر بچه دبستانی بودم همون روزهایی که زندگی مون هنوز یکم منسجم بود و همه به باد فنا نرفته بودیم ... 9سالی از من بزرگتر بود.. همیشه تو تنهایی هاش قمی*شی گوش میداد... من درک نمی کردم از آهنگ هاش هم مسلما اون موقع خوشم نمی اومد... الان میفهمم یه دل گرفته و پر درد و یه روح نا آرام دنبال چی میگرده تو موسیقی.. تو شعر ها و مفهمونشون.... فکر میکنم خیلی ها با داری*وش همچین خاطره ای داشتن.. ولی چیزی که از برادر از دست رفته ام تو ذهن من مونده اون عشقش به آهنگ های قم*یشی بود... همون روزی که از دستش دادم فکر میکردم از این به بعد هر آهنگ قمی*شی رو به یادش گوش میدم... از چیزهایی که دوست داشت من امروز لذت میبرم...

میدونی دلم برات تنگه .... کاش هیچوقت اینجوری نمیشد زندگی ات...کاش فقط یکبار بهت گفته بودم که دوستت دارم...

یاد همون خاطره های کم، خوبی که با هم داریم...

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩۱/۱۱/٤ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ | توسط ویولا | نظرات () |


قالب وبلاگ : sadafi:)