دخترک بنفش پاییزی...

طراح، گرافیست و عکاس و بطور کلی یه دختر 29 ساله ی دیوونه ! که فکر میکنه تا ابد 17 ساله می مونه !

 

سلام به همه

امیدوارم همه خوب باشید :)

منم فکر می کنم که خوبم ولی این چند روزی هورمونهام انگاری بد قاطی کردن و دوباره دچار نوسانات شدید هورمونی و روانی شدم!!! و در کنار همه این بالا پایین شدن ها بسیار خسته و کوفته و بد خوابم. چند شب پشت هم که بیسن ساعت 12 تا 3 فقط کابوس های خیلی واقعی و ناراحت کننده می دیدم که تو یه نمونه اش پاشدم تا ساعت 6 صبح گریه و زاری و کلی هم ناراحتی با پارتنر کردم! چون تو خوابم منو اذیت کرده بود!! حالم خیلی خراب بود و بد جور هم پارتنر رو ناراحت کردم بعد از اینکه یکم آروم شدم رفتم دیدم رو کاناپه دراز کشیده و چشماشم خیسه! اصلا باورم نمیشد بخاطر اینکه اون حرف ها رو زده بودم بهش اینقدر ناراحت شده بود و واقعا از خودم نا امید شدم و سعی کردم از دلش در بیارم و امیدوارم که فراموش کنه....واقعا دست خودم نیست و قبلا هم خونده بودم که تو این دوران ممکنه کابوس ببینید ولی نوشته بود بیشتر در مورد خود بچه هست ولی این کابوسهای من اصلا ربطی به خود اون بیچاره نداشت و به اوضاع زندگی دوتایی خودمون مرتبط بود.... در هر صورت خیلی احنیاج به آرامش دارم این روزها. متاسفانه صبرم کمتر شده و نقطه جوشمم هم خیلی اومده پایین. من همیشه عاشق رانندگی بودم و این کارو با لذت انجام میدادم ولی چند وقته فهمیدم که همین رانندگی 4 دقیقه ای از خونه تا آفیس چقدر منو متشنج می کنه و اصلا خیلی بد ری اکشن می دم به بد رانندگی کردن بقیه این در صورتیه که من همیشه پارتنر رو بخاطر عجول بودن و بی اعصاب وبودنش تو رانندگی سرزنش می کردم و حالا خودم اینطور شدم....بیشتر روزها نمی تونم آشپزی کنم چون خسته ام و میلی به چیزی خوردن یا درست کردن ندارم در عین اینکه گرسنه ام! احتمالا تا حالا با همچین مورد عجیبی روبرو نشدید ، نه؟!!! خب من کلا همیشه یه مورد پیچیده به حساب می اومدم چون خودمم از خودم سر در نمی آوردم!!! حالا ببین دیگه چی شدم!!!

حالا از اینها که بگذریم می خوام بگم که این چند وقت چه کارهایی کردم که خوشحالم می کنه در عین اینکه کلی هم به جیبم فشار آورده!همون کارهایی که گفتم میام خبرشونو می دم بهتونا!!!

اول اینکه بالاخره عزیز دلمو خریدم!(خداییش حدساتون خیلی باحال بود کاش همینطوری حدس می زدید و من روحم تازه می شد بس که می خندیدمنیشخند) با کلی بالا پایین کردن و نزدیک دوسال خیالپردازی کردن! اصلنم برام مهم نیست که خیلی ها تفاوت بین این مدل با یه مدل 1-2 میلیونی رو متوجه نمی شن! مهم اینه که من می فهمم و به درک و شعور خودم و اونی که براش مهمه، احترام می زارم و امیدوارم این روند پیشرفت برای من و همه اونهایی که دنبال بهتر شدن هستن همیشه میسر و مهیا باشه ... البته به اون قسمت هم که باید 3 سال یه مبلغ قابل توجه رو قسط بدم تا دو سوم پولی که برای این وام گرفتم تسویه بشه هم سعی می کنم زیاد فکر نکنم! چون این چیزیه که در حال حاضر خوشحال و امیدوارم می کنه، این چیزیه که من همیشه می خواستم، اینکه بهترین باشم و بهترین ها رو داشته باشم و این بهترین چیزیه که هر کسی می تونه امروز آرزوشو داشته باشه... درست مثل همون 5 سال قبل که بهترین_ بهترین ها رو من اول از همه داشتم و برای بدست آوردن تک تکشون هم از جونم و هنرم و عمرم مایه گذاشتم...

 چیزای دیگه ای  که این روزها حالم بهتر کرده یکی تابلوی خیلی خوشگل و زیبای جدید آفیسه که طراحی اش با خودم بوده و یکی دیگه هم یسری تغییر و تحولات داخل خود آفیسه که اگر چه با سرعتی بسیااااااااااااار لاک پشت وار داره انجام میشه ولی همین که انجام میشه حالمو بهتر می کنه... خدایا شکرت... خلاصه که ظاهرا امسال سال_ تحوله! هم در کار و هم در زندگی، امیدوارم هر دوشون خیلی خوب و به خواست خدا مثبت باشن و من هم بتونم بهترینم رو انجام بدم.

فردا اگه خدا  بخواد با پارتنر داریم می ریم پایتخت! برای انجام یه سری کارها در کنار اینکه پارتنر خیلی وقت بود که می گفت کاش یه سر تهران می رفتیم! دقیقا نمی دونم دلش برای چیه اون شهر شلوغ و پر دود و آلوده تنگ میشه ولی خب اینبار داریم با یه تیر چند تا هدف می زنیم امیدوارم تو راه اذیت نشم و اونجا هم بتونم به کارهام برسم.

*دوستای گلم آشتی ، مهناز، طرلان،بنفش،توت فرنگی ، اسفندونه، نرگس و ...(حتی فلر که نمی نویسه دیگه و شیرین که وبلاگ نداره به یادتونم) وبلاگهاتونو می خونم ولی اصلا حال و روزم طوری نبوده که بتونم چیزی بنویسم. امیدوارم منو ببخشید و از محبت خودتون محروم نکنید. می بوسمتون و براتون بهترین لحظه ها رو خواستارم....

نوشته شده در یکشنبه ۱۳٩٤/٦/٢٢ساعت ٥:٢٧ ‎ق.ظ | توسط ویولا | نظرات () |


قالب وبلاگ : sadafi:)