دخترک بنفش پاییزی...

طراح، گرافیست و عکاس و بطور کلی یه دختر 29 ساله ی دیوونه ! که فکر میکنه تا ابد 17 ساله می مونه !

نویسنده: ویولا - یکشنبه ۱۳٩٢/٥/٢٧

 

 

× این شبکه ایرا^ن ف×ر×د×ا  خیلی فیلم های ایرانیه خوبی میذاره ها!! این چند تایی رو که من بصورت اتفاقی و نصفه نیمه دیدیم رو خیلی دوست داشتم و جالب اینک هیچکدومشونم ندیده بودم قبلا! دیشب فیلم  یکی میخواد باهات حرف بزنه رو نشون میداد و نمیدونم من اینقدر دل نازکم که هی فرت و فرت اشکام در میاد تو قسمت ها ی احساسی مارجرا یا ... ؟!

فکر کنم این بهترین فیلمی بود که یکتا ناصر تو زندگیش بازی کرده بود، اولش که اصلا نشناختمش ولی بعد که دقت کردم دیدیم عه! این که یکتای خودمونه ! بس که همیشه تو نقش سوسولی و بچه مایه داری بود اینجا واقعا جالب بود بازی متفاوتش.

میخواستم یه چیزایی در باب خوش تیپی و خوش صدایی حمید رضا پگاه بنویسم که بعد یادم اومد تو اون فیلم مسخره و دلقکی ق*لاد*ه های ط*لا ایشون هنر آفرینی کرده کلا بی خیالش شدم!  خنثی




نویسنده: ویولا - سه‌شنبه ۱۳٩٢/٥/٢٢

 

این روزهای تعطیلی مثل قبل دوباره نوجون شدم و نشستم ادامه سریال The Vampire Diaries رو که از دوستم گرفته بودم رو دیدم! یعنی اون دو روز اونقدر پای لب تاپ بودم و فیلم دیده بودم که چشمام سیاهی میرفت و بازم از رو نمیرفتم

مخصوصا که هوا فوق العاده باب میل من بود ، تیره، ابرهای سیاه خنک با یه عالمه باروووووووووووووووووون میچپیدم تو اتاق تاریکم با همه  پنجره های باز، رو تخت و خودمو ملافه پیچ میکردم که پاهام یخ نزنه و سریالمو میدیم و دوباره بچه میشدم!

یه چیزی که باید باعث خجالت باشه ولی برا من مایه مباهات شده اینه که در مورد این سریال نوشتن برای سن 14-19 سال!!!!! اونوقت من با این هواااااااااااااا سن میبینم و کیف هم میکنممممممممممممممممممممممممممممممم

خب این میتونه هنوز به این معنی باشه که من درونم هنوز زیر 20 ساله! پس جای نگرانی نیست نباید به اعداد و ارغام توجه کرد و این قراریه که من از تولد پارسالم که 27 شدم با خودم گذاشتم و میخوام بهش عمل کنم

همونطوری که رفته بودیم مشهد و من با دختر 8 ساله همراهمون تاب بازی و چرخ و فلک بازی و .. میکردم و اون برگشت گفت خالهههههههههههههههههه شما انگار هنوز کوچیک موندید هاااااااااااااااااااااااا و من کلی تو دلم خندیدم و حال کردممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

چند روز قبل هم یه مشتری که اقای مسنی بود و عکس گرفته بود اومد دنبال کارش و اونقدر افسرده وار به موهای سفید و بالا رفتن سن و سرعت گذشت زمان اشاره کرد و منو انداخت تو اون مود که یادم رفت پول قابشو ازش بگیرم و شبش یادم اومددددددددددددددددددددد  خنده

 


ادامه مطلب ...



نویسنده: ویولا - یکشنبه ۱۳٩٢/٥/٢٠

 




نویسنده: ویولا - دوشنبه ۱۳٩٢/٥/۱٤

 

من بشدت و حدت منتظر پاییز هستممممممممممم این که بتونم تا هرچقدر که میخوام پیاده روی کنم تو هوای فوق العاده و جادویی اش و یه عالمه خیال پردازی های بچگونه!

امروز یهو وقتی تو خیابون بودم بارووووون شدید شدید گرفت از اونهایی که یهوویی میان و خیس میکنن همه چیزو بعد یهووی ناپدید میشن و من خیس خیس رسیدم خونه وقتی هم باروون یهوویی اومد و همه رو غافلگیر کرد من داشتم از خیابون ردمیشدم و نمیدونم چرا نمیتونستم جلو لبخند گل و گشاد خودمو بگیرم بعد از دیدن باروووون همچین خرررر کیف شده بودم که حد نداشتتتتتتتتتتتتتتتتتتت شکرت خدا.

اصلن از وقتی فلر بهم گفتی همش چهل و اندی روز مونده کلی کله قند تو دلم آب شدههههههههههههههههههههههههههههههه پارسال که پاییز تموم شده بود من این روزشمار وبلاگتو میدیدم و هی غصه میخوردم اما چه زود و دیر گذشت بالاخره...

همسر بهم قول داده امسال پاییز یه دونه از اون بارونی های چرم رنگی رنگی برام بخره من هم ذوق دارم نمیدونم چه رنگی میخرم صورتی جیغ سرخابی یا عشقم بنفششششششششششششش نمیدونم کوتاه بخرم یا بلند! اصلا شایدم قرمز خریدم برای اولین بارررررررررررررررررررررر خل شدم حسابی مثل بچه های نوجوون دلم با این چیزا حسابی خوش شده از ظهر تا حالا! خدایا همین خوشی های کوچولوی زیر پوستی رو از ما نگیر ....

 

این روزا خیلی ساعت های کاریمو کم کردمف اولش مجبور بودم ولی الان حس میکنم خیلی تنبل شدم نسبت به کار!

× اینم یه جای خوب از اونهایی که من و فلرم می میریم براشششششششششششششششششششششش

فلز برای تو گذاشتممممممممممم مهم نیست هیشکی اونقدر که ما میخواهیم عشقولانه نیس اصلا خودمون دوتا میریم راجع به ایده ال ها و فانتزی هامون توش میحرفیم! 

اینم مال من شایدم رفتم موهامو شرابی کردم یا قرمزززززززززززز

 

اوه چقدر بجای*پ* ، *ژ* نوشته بودم :)) 




نویسنده: ویولا - شنبه ۱۳٩٢/٥/۱٢

با امروز میشه ده روز که اینجا پاییزه و فقط خدا میدونه که چقدر. خوشحال و شکر گذارشم

صب هوا بی نهایت ابری و خنک بودو میخواستم پیاده تا سر کار بیام ولی یهو حالم منقلب شد و مجبور شدم بیشتر خونه بمونم و استراحت کنم و دیرتر بیام بیرون ،اگه حالم بهتر شد ظهر حتما پیاده بر میگردم و این هوا رو زندگی میکنم

این هوا نوید اومدن و نزدیک شدن پاییز عزیزمو میده خیلی دلم براش تنگه و بی صبرانه منتظرشمممممممم

#فکر کنم حالم از چند روز قبل بهتره،ممنون از همتون

##دلم میخواست شونصد خط دیگه هم بنویسم ولی نتونستم اینترنتم رو فعال کنم الان با گوشی دارم پست میذارم...




نویسنده: ویولا - یکشنبه ۱۳٩٢/٥/٦

 

مامان همین الان رفت

خیلی حس غمی دارم

آه خدا باز تنها شدم

بازم فقط من موندم و تو

 

انگار یه بغضی تو گلوم 
داره شکسته میشه
اینجوری که پلکای تو 
هی باز و بسته میشه
میشه نوازشم کنی 
وقتی گرفته حالم
میشه ببندی بالمو 
آخه شکسته بالم...

میشه نوازشم کنی
وقتی گرفته حالم
میشه ببندی بالمو 
آخه شکسته بالم
می فهمی چی میگم بهت 
می بینی خستگیمو
میشه بذارم پیش تو 
چند روزی زندگیمو
میشه بشینی پیشم و 
یه شعر برام بخونی 
امشب یه کم تنها شدم 
میشه پیشم بمونی
...




نویسنده: ویولا - شنبه ۱۳٩٢/٥/٥

 

سلام من برگشتم

زنده و خوبم فعلا

بازم به دعاهاتون محتاجم

مامی هم داره فردا می ره و من یه عالمه غم دارم ولی سعی میکنم مثل سه سال قبل به روی خودم نیارم





قالب وبلاگ : sadafi:)